آموزش فارکس

برای معامله گران

کلید اصلی موفقیت در بازار فارکس، پیدا کردن جفت ارزهایی است که با ساعات کاری شما همخوانی دارند. شما باید جفت ارزهایی را پیدا کنید که اولاً در ساعات کاری شما بیشترین حجم معامله را دارند و بعد از آن بایستی تلاش کنید تا در جفت ارز مربوطه تخصص پیدا کنید. در واقع هر چند که بازار فارکس در روزهای معاملاتی به طور ۲۴ ساعته باز است، اما بایستی به عنوان معامله‌گر پاره وقت ساعاتی را پیدا کنید که حجم معاملات به طور قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. وقتی حجم معاملات بالا باشد، قدرت نقد شوندگی جفت ارز هم بالا خواهد بود و در نتیجه معامله گر می‌تواند به راحتی معاملات خود را در قیمت‌های دلخواه انجام دهد.
به معامله گران تازه‌کار و خُرد توصیه می‌شود که بیشتر به جفت ارزهایی که یک سمت آن‌ها دلار آمریکاست توجه کنند. معمولاً جفت ارزهای دلاری قدرت نقد شوندگی بالایی دارند. مثل جفت ارز EURUSD، USDJPY، USDGBP، USDCHF، USDCAD و USDAUD. به غیر از این می‌توان به جفت ارزهای یورویی مثل EURGBP، EURJPY و EURCHF هم توجه کرد.
معمولاً برای معامله گران حرفه‌ای‌های بازار توصیه می‌کنند که افراد تازه‌کار که به صورت پاره وقت کار می‌کنند، بیشتر به جفت ارز EURUSD تمرکز کنند. این جفت ارز محبوب‌ترین جفت ارز بازار فارکس است. نه‌تنها حجم معاملات EURUSD قابل توجه است، بلکه اطلاعات و تحلیل‌های مورد نیاز برای معامله با آن هم به سهولت در دسترس است.

چرا معامله گران در بازار های مالی شکست میخورند؟

سطح آموزشی که در کشور ارائه می‌شود بسیار مبتدی است. و از سطحی که کشورهای دنیا و کشورهای پیشرفته در آن قرار دارند خیلی پایین‌تر برای معامله گران است. در واقع ابزارهای بورس و‌ ساز و کارهای بورس و روش‌های معامله گران و مسائل مشابه این در کشور ما بسیار ضعیف هستند.

معاملات اتوماتیک هنوز در بورس ما وجود ندارند. سیستم‌ها و پلتفرم‌هایی که با آنها کار می‌کنیم به نسبت هنوز ناقص هستند و همینطور در برای معامله گران آموزش‌ها مسائل ابتدایی طراحی استراتژی و سبد سهام به افراد گفته می‌شود. در نتیجه با این سطح دانش در زمینه تحلیل تکنیکال معامله گران نمی‌توانند در بازارهای مالی نتایج خوبی بگیرد.

این وضعیت مشابه آن است که من به شما قواعد حرکت مهره‌های شطرنج را آموزش داده و چند استراتژی ابتدایی را در اختیارتان قرار دهم و سپس از شما بخواهم که با یک قهرمان بین‌المللی مانند کاسپاروف مسابقه دهید انتظار هم داشته باشم شما برنده شوید.

وضعیت در بازارهای مالی نیز دقیقاً به همین شکل است. هر زمانی که شخصی در حال فروش سهام است فرد دیگری در حال خرید همان سهم است. علیرغم آنکه هر دوی این اشخاص به دنبال کسب سود هستند و بر اساس تحلیل‌های خود وارد معامله شدند، ولی آینده نشان خواهد داد کدام یک از این دو معامله‌گر در جهت درست حرکت بازار اقدام به معامله کردند.

بنابراین در هر معامله یک طرف سود و یک طرف زیان می‌کند. حال در نظر بگیرید طرف دیگر معامله با شما شخصی است که سال‌های سال در بازارهای بورس کار کرده است و تجربه بسیار زیادی دارد موانع موجود در آموزش برای معامله گران و معامله‌گری را پشت سر گذاشته است و به نسبت شما شناخت بسیار عمیق‌تر و بهتری نسبت به بازار دارد. از خود بپرسید که آیا در مقابل چنین شخصی برای معامله گران می‌توانید معاملات سوده انجام دهید ؟

بنابراین نقصی که در آموزش ما وجود دارد می‌تواند مشکلات زیادی ایجاد کند. مشکلی که در آموزش‌های بورس وجود دارد این است که در نگاه به نمودار سهم در واقع در حال نگاه کردن به معمای حل شده هستید.

همین امر باعث می‌شود که تصور کنید تحلیل حرکت بازار آسان است به راحتی می‌توانید محدوده خرید و فروش را تخمین زده بتوانید سود‌های عالی بگیرید. این موضوع تله انفجاری‌ای است که در برای معامله گران بازارهای مالی وجود دارد.

در واقع بزرگترین مشکل بازارهای مالی آن است که ریسک‌های خود را از چشم معامله گران تازه کار پنهان می‌کند به راحتی آن‌ها را مورد سوء استفاده قرار می‌دهد. چنانچه اساتید بازارهای مالی این موارد را به دانشجویان خود گوشزد نکنند که آنچه یاد گرفته است در واقع شرط لازم بوده و شرط کافی نیست و برای انجام معاملات واقعی کفایت نمی‌کند، مشکلات زیادی را برای دانشجویان خود به وجود می‌آورند.

بعضاً دیده می‌شود که در برخی دوره‌های آموزشی به عنوان یک ویژگی به دانشجویان گفته می‌شود که در همان ابتدا برایشان یک حساب معاملاتی واقعی ایجاد می‌شود تا دانشجویان بتوانند از همان ابتدا به انجام معاملات حین آموزش بپردازند.

دوستان باسابقه در بازارهای بورس می‌دانند که این حرف تا چه حد اشتباه است دانشجویان در اثر اشتباهات خود دچار انواع فشارهای عصبی شده و با از دست دادن اعتماد به نفس در کنار آموزش ناقص باعث شکست آنها خواهد شد. دانشجویان با انواع و اقسام مشکلات مالی و بعضاً حتی مشکلات خانوادگی، ورشکستگی و غیره می‌شود.

بر اساس آمارها بیش از ۹۰ درصد کسانی که وارد بازارهای مالی می‌شوند در مدت زمانی کمتر از یک سال از بازارهای مالی قرار می‌کنند. بسیاری از این افراد دیگر حاضر نیستند به این بازارها بیایند.

معامله گران

یکی از دلایل چنین اتفاقی آن است که بسیاری از افراد فعالیت در بازارهای مالی را مانند دیگر فعالیت‌های حرفه‌ای، جدی در نظر نمی‌گیرند. یک پزشک برای آنکه بتواند بیمار خود را مداوا کند بایستی سال‌های سال دوره‌های آموزشی ببینند و پس از اتمام آموزش‌های خود باید به صورت آزمایشی در کنار پزشکان دیگر کار کند تا بتوانند به مرحله‌ای برسد که اطمینان لازم را جهت مداوای بیماران کسب کند.

یک خلبان پیش برای معامله گران از آنکه هدایت یک هواپیما با صدها مسافر را در اختیار بگیرند بایستی سال‌های سال آموزش دیده و سختی‌های بسیاری را تحمل کند. پس از طی همه این مراحل جامعه می‌تواند به او اعتماد کرده و جان انسانها را در دست او بگذارد.
اما متأسفانه در بازارهای مالی، مشکلات و تله‌های انفجاری این بازارها در نگاه نخست کوچک به نظر می‌آیند. سرمایه محدود افراد نیز فرصت کافی را در اختیار آنها قرار نمی‌دهد تا بتوانند با آزمون خطا این مشکلات را شناسایی کردند و از آنها عبور کنند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا